تبليغاتX
کلبه دلتنگیهای من






















Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


کلبه دلتنگیهای من

امیدوارم هرکجای دنیا که هستید موفق باشید.

بعد از خوندن مطالب نظر یادتون نره.

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت1:9 قبل از ظهرتوسط آریایی | |

بنام خدای ستودنی

باز هوا ابری شده است ،آسمان همیشه آبی ایران دست خوش تیرگی دلتنگیهای مردمانش شده است

ابرهای تاریکی تمام وجودمان را دربر گرفته ،انگار می خواهد باران ببارد اما چه بارانی؟آیا این

همان بارانی است که بدیها را،غمهارا،کینه هارا،که نابابیها را با خود می شوید و به رودخانه

همیشه جاری زندگی می سپارد تا در دریای جاودان محبت پنهان شوند؟

باران می آید اما این باران دیگر آن باران نیست،قلبها این قدر سنگیست که سیلاب هم نمی تواند

آن را تکان دهد تا چه رسد به باران  ،نه ، این باران نمی تواند دلتنگی ها را از دل داغداران بشوید

پس چاره چیست؟

چاره همان بارن است،اما بارانی که لبریز از عشق و اطمینان باشد،بارانی که می تواند لکه

های غبار را از پنجره بشوید و با خود به اعماق زمین ببرد

پس ای خدای آغاز وپایان ،ببار بارانی بر سرمان از جنس عشق خودت تاپلیدی هااز درون

سینه هامان ناپدید شود که عشق تو پاکترین است

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت11:41 قبل از ظهرتوسط آریایی | |

 

بیا بامن بکن قدری مدارا

من واشک و زبان نالانم

  تو عشق و نشاط پایدارت

من و آه وزدوران نالیدن

 تووشورو ندای بالیدن

من و تنهایی و دلگیری و درد

 توو چشم و نگاهت سوی من سرد

من و فصل خزان وداغداری

  تو واین نوبهارو پاکبازی

دل من با دل تو راز دارد 

 نگاهت در نگاهم ناز دارد

دلم را بردرختی میخ کردی

  دلت را بردلم آویزکردی

بیا با من بکن قدری مدارا

  ببین این آسمان و عاشقان را

به پای عشق تو عاشق زیاد است

 ولیکن عاشقی چون من محال است

اگر امروز اینجا برنیایی

 دگر من را به گیتی در نیابی

بیا با این دل خسته وفا کن

 به عشق خود زمین را مبتلا کن

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت1:14 قبل از ظهرتوسط آریایی | |